و همین ما که در مقابل یک تفنگ عاجز بودیم و از یک پاسبان می‌ترسیدیم، همین ملتی که از پاسبان می‌ترسید، خدا یک قدرت به او داد آمد در خیابان و فریاد زد که ما این رژیم را نمی‌خواهیم. اساس را گفت نمی‌خواهیم. این قدرتی بود که خدا به شما داد و باید از خدا تشکر کنیم. این قدرتی بود که ایمان به خدا این قدرت را آورد؛ این تحولی بود که به دست خدا واقع شد. الآن هم باز جوانهایی گاهی می‌آیند پیش من و می‌گویند دعا کنید که ما شهید بشویم. شهادت را می‌خواهند. این یک تحولی بود که در این ملت پیدا شد که برایشان زندگی این دنیا خیلی مطرح نبود؛ شهادت را می‌خواستند. اگر مطرح بود این امور مادی این زندگی، نمی‌رفتند در مقابل توپ، در مقابل تانکها، مسلسلها. رفتند در مقابل توپ و تانک، از بچه اینقدری رفت تا بزرگها، از دانشگاهی رفت تا علمای مذهب؛ از بازاری رفت تا کارگر؛ ارتش هم جزو شما شد. یک ارتشی که سالهای طولانی اینها برای خودشان درست کرده بودند برای مطالب خودشان بود دیدید که در ظرف یک مدت کمی همین ارتش پشت به آنها کرد، و رو به شما کرد؛ این قدرت خدا بود. این چیزی بود که خدا به شما عنایت کرد و باید این عنایت خدا را حفظ کنید. حفظ این عنایت خدا، که منشأ همه پیروزیها ان شاء الله خواهد شد به این است که این قدمهای دیگری هم که ما باید برداریم، همه با هم پشتیبانی کنیم.
عدم امکان پیروزی انقلاب اسلامی، از دید مادی
همان طوری که از اول ایمان مبدأ این شد که این نهضت پیش برود. و اجتماع همه شما به واسطه ایمانی که در دلتان بود اسباب این شد که همچو قدرت شیطانی را در هم کوبیدید. این یک عنایتی بود، عنایت خاصی بود از خدای تبارک و تعالی و لهذا حساب همه اشخاصی که به مادیات فکر می‌کردند آن اشخاصی که توجه به معنویات نداشتند، همه حسابهایشان باطل از کار در آمد، روی حسابهای مردمی که حسابهایشان روی همین حسابهای دنیاست و به معنویات نظری ندارند، روی آن حساب، حق با آنها بود که امکان ندارد که این قدرت از بین برود. این را مکرر به ما می‌گفتند، خصوصاً این آخر در پاریس‌