خدمت مردم باید باشند. اگر یک همچو برنامه‌ای تحقق پیدا بکند، محیط رعب از بین می‌رود؛ محیط دوستی پیش می‌آید، مبدل به محیط برادری می‌شود.
لزوم عبرت گرفتن دولتها از سرنوشت شاه
یک همچو محیطی که محیط برادری باشد، ملت پشتیبان دولت است. و اگر ملت پشتیبان دولتی شد، دولت سقوط نمی‌کند. اگر شاه به نصایح روحانیون توجه کرده بود و خدمت به این ملت کرده بود، سقوط نمی‌کرد. لکن خدمت نکرد و خیانت کرد، و پشتوانه مردمی را از دست داد، و وقتی که مردم شنیدند رفت، شادی کردند. چنانکه در رفتن پدرش هم شادی کردند. حکومتها باید عبرت بگیرند از این وضعی که در ایران پیش آمد، و بدانند که وضع برای این بود که محیط اختناق به طوری پیش آوردند که اختناق انفجار آورد. برادر باشند با هم. با ملت دوست باشند. ملت احساس کند که دولت از خود اوست؛ دولت خدمتگزار اوست. ملتها احساس کنند که ارتش از خود آنهاست. ارتش که در خیابان می‌آید برای آن گل بریزند؛ نه از آن فرار کنند! عمده در برنامه‌های حکومتی، در برنامه‌های دولتی، این معناست که محیط اخلاقی درست کنند. محیط برادری درست کنند. این در رأس همه برنامه هاست. اگر این برنامه درست شد، اگر دولت بخواهد کاری بکند، همه ملت با او همراهی می‌کنند. اگر دولت بخواهد برنامه‌ای را ... اجرا بکند، ملت در خدمت آن هست.
تفاوت دولت مردمی با دولت ضد ملی
ما این دو حکومت را که در ایران بود الآن با هم مقایسه می‌کنیم: دولت سابق اگر می‌خواست برنامه‌ای را اجرا بکند، مردم با آن موافق نبودند؛ بلکه حتی الامکان کارشکنی می‌کردند. الآن دولت ما وقتی می‌خواهد برنامه‌ای را اجرا کند، از اطراف به ما پیشنهاد می‌شود که ما در خدمت حاضریم؛ طبقات مختلف مردم می‌گویند که ما در اجرای این برنامه حاضریم؛ به جان و دل حاضریم که کمک بکنیم. الآن که بعض برنامه‌ها را می‌خواهد دولت اجرا بکند، ملت همچو اظهار همراهی می‌کند که اعجاب آور است.