است. و همین شبان را چون لیاقت داشته است، خداوند مبعوثش کرده است و در اسلام هم پیغمبر اسلام از قریش بوده لکن قریش آن ثروتمندهایشان و آن مستکبرینشان یک دسته بودند؛ و این طایفه پایینتر، که خود حضرت می‌فرمایند من هم شبانی کرده‌ام، یک موجودی بوده است که از طایفه فقیر بوده است که اینها خود حضرت و عموهایش، اینها فقیر بوده‌اند. و لهذا در یک وقتی حضرت فرمود که ابوطالب نمی‌تواند بچه‌هایش را حفظ کند، ما برداریم هر کدام قسمت کنیم. این برای این بوده است که مال [نداشتند].
مقابله انبیا با مستکبرین
و این طایفه پایین را همیشه این طور بوده که پیغمبرها این مردم مستضعف را، این طایفه‌ای را که مستکبرین آنها را ضعیف می‌شمردند و می‌دیدند که شما چیزی نیستید در مقابل ماها، از همینها، خداوند یکی را انتخاب می‌فرمود روی لیاقت ذاتی که داشت، و او را در مقابل مستکبرین قرار می‌داد. درست عکس آن تبلیغات سوئی که می‌شود و می‌خواهند مردم را از ادیان منحرف کنند، درست عکس آن. اینها می‌گویند که پیغمبرها را مستکبرین درست کردند برای اینکه مردم پایین را، کارگر را، صنعتگر را، زارع را، اینها را، با موعظه و اینها خواب کنند و اغفال کنند، وعده بدهند؛ و آن بزرگترها بچاپند مردم را و اینها هم حرفی نزنند برای این وعده‌ها. و حال آنکه به حسب تاریخ - تاریخ اسلام هم که نزدیک است به ما، تاریخ دیگر هم که منقول است - که از این طایفه تجهیز می‌کردند انبیا مستضعفین را در مقابل مستکبرین؛ نه مستکبرین اینها را درست می‌کردند که مستضعفین را خواب کنند! اینها مستضعفین را بیدار می‌کردند که بر ضد مستکبرین قیام کنند.
قیامهای انبیا همیشه این طوری بوده که یکی از بین خود اینها، از بین خود این مؤمنین - که طبقه پایین بودند، از خود همین مردم پایین - یکی انتخاب می‌شد برای اینکه تبلیغ کند. و یکی از کارهایش هم این بود که همین جمعیتِ مستضعفِ مقابل مستکبر را تجهیز می‌کرد با تبلیغاتی که می‌کرد، مهیَّا می‌کرد، تجهیز می‌کرد بر ضد آنها؛ بر ضد