معارضه قدرتهای بزرگ با اسلام
حالا در اسلام - که حالا ما بحثمان در این است - این قدرتهای بزرگی که می‌خواهند ماها را بچاپند، اینها آنی را که معارض خودشان می‌دانند اسلام است از این جهت، اول حمله می‌کنند به اصل ادیان، مقصودشان هم حالا آن دینی که گذشته و رفته نیست، مقصودشان این است که کلام را بکِشند به اسلام و بیایند بگویند که اسلام هم یک دینی است که مُخدِّر است. و حال آنکه ما وقتی تاریخ اسلام را می‌بینیم، و بعد هم از زمان پیغمبر تا حالا درست اسلام را و کسانی که اسلام را تبعیت کرده‌اند مطالعه کنیم، می‌بینیم که در صدر اسلام پیغمبر از همین طبقه پایین بوده است: و لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنفُسِهِم (1) این از خود این طایفه پایین؛ نه اینکه انسان بوده. این طایفه پایین، مؤمنین، خدا به اینها چیز داد ... که از خود اینها یک کسی را که هم مشرب باشند و بیایند با هم بنشینند و با هم بیاشامند اینها و همان طوری که پیغمبر در مسجد زندگی می‌کرد و در همان مسجد با مردم معاشرت می‌کرد و از همان مسجد هم تجهیز می‌کرد جیوش را برای کوبیدن قدرتها، از همین جمعیت پیغمبر را انتخاب فرمود بر ضد آنهایی که می‌خواستند چه بکنند. این برای این است که اینکه این تبلیغات را می‌کنند، اول طرف همه ادیان می‌روند، بعد می‌کشندش به اسلام، و مقصودشان این است که اسلام را سرکوبی کنند، این برای این است که از اسلام می‌ترسند. آن که می‌تواند در مقابل اینها عرض اندام کند و دست اینها را از ظلم و تعدّی و غارتگری و اینها کوتاه کند آن اسلام است. از این جهت، اینها می‌خواهند اسلام را در نظر جوانهای ما، در نظر طبقه م (2)) 55 (، در نظر این جمعیتی که از آنها کار می‌آید، کوچکش کنند؛ تا اینها برگردند از اسلام، وقتی برگشتند از اسلام، دیگر از خودشان کاری نمی‌آید.
توطئه دشمنان در تحقیر اسلام و روحانیت
حالا البته خیلی چیزها هست که برای سرگرم کردن جوانهای ما خیلی دامنه دار است.