همان گول زدن مردم و همان آشفتگیها. امروز احتیاج به عمل است؛ نه به قول. ما باید همه عمل بکنیم. و مهمترین عملی که باید در ایران انجام بگیرد قضیه احیای کشاورزی است؛ بعد از اماته و مُردنش.
توجه همگانی به اصلاح امور کشور
شما به من نگویید که ما در سالهای سابق چه می‌کردیم. در سالهای سابق هیچ کاری شما نمی‌توانستید بکنید؛ یا نمی‌کردید؛ یا نمی‌گذاشتند بکنید. [حالا] دیگر اختیارش دست خودتان [است‌]. از حالا به بعد باید به فکر باشید. تا حالا هرچه شد شد. و گناه بزرگش به گردن محمدرضا و اربابهای او بود که ایران را به شکل یک بازاری درآوردند برای خرید گندمهایی که آنها در دریا می‌بایست بریزند یا آتش بزنند تا ایران به شکل یک بازاری برای آنها در آمده بود. همه چیز ما را ببرند، یک قدری هم گندم به ما بدهند! از این به بعد شما باید به فکر باشید که هر کدام در هر جا که هستید و هر کدام در هر جا که هستیم به فکر باشیم که این مملکتی که پنجاه و چند سال همه جهاتش را خراب کردند، و خصوصاً در این بیست و چند سالی که این وَلدِ خَلَفِ پدر در این مملکت حکومت کرد و همه اقشار را به هم زد [...] همان طوری که خودش در کتاب نوشته است که مأموریت برای وطنم! این هم درست نوشته: از طرف امریکایی‌ها مأمور بود که وطن را این جور بکند که می‌بینید؛ و کرد. تا حالا همه آشفته بوده است. شما حالا نگویید که ما سابق چه کردیم، چه کردیم. سابق هیچ کاری شما نکردید؛ نتوانستید بکنید. و لهذا ما در کشاورزی از همه چیزهای دیگر بیشتر شکست خوردیم.
اقدام ملت و دولت برای نجات کشاورزی
شما حالا به فکر این باشید که الفاظ را کنار بگذارید؛ خطابه‌ها را کنار بگذارید؛ عمل بکنید. اگر بخواهید که کشورتان نجات پیدا بکند، هر کدام در هر محلّی که هستید و هر قشری در هر جایی که هست، چه شماها که در قشر مثلاً تعاون کشاورزی هستید و چه سایر اقشار ملت، هر کدام در هر حالی که هستند، الآن وقتی است که باید ما همه عمل‌