بکنیم. شماها باید عمل بکنید؛ برای نجات دادن کشاورزی. دولت باید عمل بکند برای نجات دادن کشاورزی و سایر احتیاجاتی که ملت دارد؛ و خود کشاورزها باید همّت بکنند برای کار کردن، که نجات پیدا کند این مملکت؛ [نه آنکه‌] بخواهد این مملکت حالا تا آخر باز هی احتیاج به امریکا داشته باشد برای اینکه گندم بگیرد و جو بگیرد [؛ یا] به اسرائیل که کشوری بود که همه چیز ما را از آنجا بیاورند. تخم مرغ از آنجا بیاورند! دامداریمان شکست خورد به واسطه اینکه مراتع، «ملّی» شد - به اصطلاح خودشان! هی جلو گرفتند از اینکه مردم به مراتع بروند؛ و بعد کم کم به هم خورد؛ و باعث این شد که یک بازاری برای گوشتِ خارج شدیم. جنگلها را «ملّی» کردند، و بعد دادند به اشخاصی یا ممالک دیگر! مراتع را دادند به کسانی دیگر. همه چیز ما را از بین بردند. حالا وقت این است که ملت ایران به خود بیاید. همان طوری که به خود آمد و با توجّه به اینکه نباید مثل سابق باشد [که‌] دستگاه را از بین برد. حالا هم که برای ساختن است، همه اقشار باید همّت بکنند که بسازند. هرکس در هر جا هست کار بکند. دولت باید رفع اشکالات بکند. همه باید کار بکنند. منتها در کشاورزی شما که تخصص در این امور دارید بروید سراغ این کارها. باید کار بکنید، نه اینکه حرف بزنید. کار لازم است؛ حرف فایده ندارد. حرفْ گندم نمی‌شود برای آدم! کشاورزان باید کار بکنند و کشاورزی را راه بیندازند. این قشرْ حاضر است. من آن طور که می‌فهمم عیب اگر باشد، از قشرهای بالاست. آن قشرهای پایین حاضرند؛ بهتر حاضرند در خدمت؛ اگر بگذارند. البته الآن دستهایی در کار است که نگذارند کشاورزی راه بیفتد و کارخانه‌ها راه بیفتد. با اینها باید مقابله کرد، مبارزه کرد. الآن روز مبارزه ملت ایران است با آنهایی که نمی گذارند مملکت به حال عادی بگردد؛ نمی‌گذارند کشاورزی تحقّق پیدا کند؛ نمی‌گذارند کارخانه راه بیفتد؛ نمی‌گذارند دانشگاهها به کار خودشان ادامه بدهند؛ همه چیز را دارند به هم می‌زنند. الآن وقت این است که باید همه با این قشرها مبارزه کنید. کشاورزها را هدایت کنید به اینکه اینها را راه ندهند - اصلش - در بین خودشان. آنهایی که می‌آیند می‌گویند شما کار نکنید. کشاورزی نکنید، اینها غرضشان این است که به‌