همان حال سابق باقی باشد. باید هدایت کنید شما آنها را، که یک قشری که می‌آیند در بینشان و یک تبلیغات سوئی می‌کنند بین خودشان راه ندهند، بیرونشان کنند از دِهشان، از محلّشان؛ تا اینکه بتوانند کارشان را انجام بدهند.
انتقاد از وضعیّت اداری و کم کاری کارمندان
در هر صورت، الآن برای همه چیز مشکلات است. مشکلات برای کشاورزی هست و باید رفع بشود؛ به همّت همه باید رفع بشود. مشکلات برای کارخانه‌ها هست؛ آن هم باید به همّت همه رفع بشود. مأیوس نباید شد. می‌توانید ان شاء الله. می‌توانیم خودمان سرپای خودمان بایستیم و مملکتمان را اصلاح بکنیم؛ لکن باید آن کم کاری‌های سابق و آن بی‌کاری‌های سابق، آن اداره نشستن سابق و هیچ کار نکردن‌ها، این حال از بین برود. یک اداره عریض و طویلی برای یک امری که هیچ احتیاجی به آن نیست؛ یا برای امری که با ده نفر می‌شود اداره کرد، پانصد نفر می‌نشانند آنجا حقوق می‌دهند! بیخودی! شکست مملکت ما از این امور است. افراد را هم تنبل بار آوردند که دیگر کار کردن برایشان مشکل است. همان بنشینند توی ادارات و سیگار بکشند! دیگران هم این طور بار آمده‌اند. کشاورزیمان هم به هم خورده است. همه چیزمان الآن به هم خورده است. باید با همّت، دست به هم بدهیم تا اینکه این امور را اصلاحش بکنیم. اگر هم یک مشکلاتی هست که باید به دولت تذکّر داده بشود، خوب، البته ما به دولت تذکّر می‌دهیم. مشکلات را آنها باید حل بکنند. اگر شماها یک مشکلات دارید، آنها باید حل بکنند. ممکن است که پیشنهادش را بدهید به دفتر، تا من چنانچه یک مشکلی باشد رفع بکنم؛ یا لازم باشد که من یک تذکّری بدهم به دولت؛ تذکّر بدهم.
[امام خمینی پس از شنیدن سخنان یکی از حضار، چنین فرمود:]
خوب، این مسائل را که شما می‌فرمایید [اگر] ما می‌توانیم رفع کنیم، بنویسید بدهید به این آقا تا من ببینم چیست. و اگر کمکی لازم باشد، اشخاصی از روحانیون بفرستیم آنجا ان شاء الله اقدام بشود.