یکی از بستگان همین رژیم، بستگان همین محمدرضا، یکی - حالا از کدامشان آن هم یادم نیست - ویلایی در خارج هست، [که‌] - قیمت ویلا را هم من یادم نیست - اما آنی که یادم ماند این است که شش میلیون دلار خرج گلکاری! ملتفتید یعنی چه؟ شش میلیون دلار یعنی چهل و دو میلیون تومان، یا پنج میلیون دلار، حالا یکی از این دوتاست، پنج میلیون، ظاهراً پنج میلیون، پنج میلیون دلار خرج گلکاری آن ویلا! آنها این را می‌خواهند! آنها هم که اطراف آنها هستند و عرض می‌کنم که الآن در کردستان غائله درست کرده‌اند و برادرهای کُرد ما را اغفال کرده‌اند، آنها می‌خواهند این طوری این وضع را پیش بیاورند که از شما بگیرند و در جیبهایشان پُر کنند و ویلا در آنجا درست کنند که پنج میلیون دلار، سی و پنج میلیون تومان، خرج گلکاریش بشود. من خودش را یادم نیست چه قدر بود، اصلاً نمی‌دانم چه قدر بود، اما این را یادم بود. (1) خوب سال دیگر هم همین طور.
توطئه غرب؛ تضعیف اسلام و خدمتگزاران اسلام
در هر صورت، این دو تا مطلبی که اینها داشتند: ما را اول میان تهی کردند. آن دو قدرتی هم که می‌شد که کاری بکنند از ما، خودمان را از خودمان، گرفتند. تبلیغات، تعلیمات، همه چیز استعماری بود. خودمان را از خودمان تهی کردند. می‌خواستند بگیرند، الحمدلِلّه نتوانستند. یکی قدرت اسلام را که از آن می‌ترسیدند. یکی قدرت خدمه اسلام را که عبارت از روحانیون، اینها را می‌خواستند بگیرند و شدت هم کردند و گرفتند. در زمان رضاشاه سرکوبی کردند سخت، به حیث که خود مردم هم بر ضد روحانیت، طبقات زیادی از آنها بر ضد روحانیت، حرف زدند و گفتند و شنیدند و بعد که دیدند با زور مشکل است بعد با حیله وارد شدند. با حیله و با تبلیغات سوء و با این طور چیزها وارد شدند.