جا بوده و این ارثی است که به ما رسیده است. در جمهوری اسلامی کوشش دارند می‌کنند برای اینکه آباد کنند؛ لکن این قدر خراب است که به این زودی نمی‌شود آباد کرد!
توجهات دولت به مناطق محروم
الآن برای کردستان، خوب، یک بودجه چهارصد و پنجاه میلیون تومانی تصویب کرده‌اند؛ و یک هیئتی هم بناست بروند برای آنجا. برای هر یک از این استانهایی که هستش، مثل بلوچستان، سیستان، فلان، برای هر کدام هم [درآمد] یک روز نفت را، که چهارصد میلیون، شاید چهارصد و پنجاه میلیون، باشد، آن هم قرار داده‌اند برای تعمیر آنجا؛ یعنی درست کردن مدرسه؛ درست کردن زمینها؛ درست کردن خانه؛ درست کردن کشاورزی. همه اینها مسئله‌ای است که در فکر هستند. این طور نیست که بیفکر باشند؛ در فکر هستند. لکن، خوب، الآن جمهوری اسلامی یک بچه پنج ماهه است، شش ماهه است؛ یک بچه شش ماهه آن هم اسم بردن یک خرابی 2500 ساله اولاً، و پنجاه چند ساله اخیر که همه مُشاهِد [هستیم‌]. البته «همه» که من می‌گویم آنهایی که سنشان سن من است؛ و الّا شما آقایان، همان زمانِ پسر را یادتان است. زمان پدر را کَمِتان هست که یادتان باشد. اسم بردن از یک خرابی که همه دست به هم داده بودند برای اینکه بچاپند و ببرند و این ملت را عقب نگه دارند و فرهنگ را عقب نگه دارند و، عرض می‌کنم که اقتصاد را به تباهی بکشند و مردم را ناراضی و چه بکنند، لکن هیاهو هی کردند! هی گفتند اینکه ما چه کردیم و چه کردیم، چه می‌کنیم! مملکت کذا درست می‌کنیم؛ «تمدن بزرگ» می‌کنیم.
دولت باید خدمات خود را به اطلاع ملت برساند
من تا حالا چند دفعه به آقای نخست وزیر - که آمدند اینجا و سایر وزرا بودند - گفتم که آقایان شما کار می‌کنید و حرف نمی‌زنید، تبلیغ نمی‌کنید؛ دیگران هیچ کار نمی‌کنند تبلیغ می‌کنند! کار کردند اینها، لکن تبلیغ نکردند. کار هم می‌خواهند بکنند،