لکن نمی‌گویند که ما داریم چه می‌کنیم. آقای نخست وزیر دیروز مثلاً این کار آخری را که تصویب اینکه برای هر استانی یک روز نفت، که تقریباً چهارصد میلیون یا چهارصد و پنجاه میلیون تومان است، تازه ایشان گفتند. نه این است که کار نکردند؛ کار می‌کنند؛ مشغول‌اند؛ همه مشغول‌اند؛ با حسن نیت هم مشغول‌اند؛ لکن [در] کار این قدر آشفتگی است که نمی‌توانند بکنند. آن وقت این دمکراتها (1) این کاغذ را درست کردند، این تلگراف را درست کرده بودند، یا به اسم آقایان اسم گذاری کرده بودند یا الزام کرده بودند که آقایان امضاء بکنند. که البته بعد خودشان نَسْخ (2) آن را خواهند داد ان شاء الله.
این مردمی - مثلاً پاسدارها و ارتش و ژاندارمری - را که ما بسیج کردیم برای آنجا، برای چه بسیج کردیم؟ بسیج کردیم که کُردها را سرکوب کنند؟ یا بسیج کردیم که آنهایی که آمدند کُردها را سرکوب کنند، سرکوب کنند. اگر بسیج کرده بودیم که کُردها را سرکوب کنند، خوب، وقتی که آنها می‌رفتند آنجا، خوب بود آن کُردهایی را که آنجا باشند سرکوب کنند! چه طور آن کُردها، آنها را با آغوش باز پذیرفتند. هم اینها آنها را؛ هم آنها دارند تشکر می‌کنند از وضع معاشرت اینها با آنها. همان دیشب در رادیو راجع به آقای چمران (3) بود که از آن تعریف کرده بودند که چه قدر با ما خوشرفتاری می‌کند. لشکر اسلام است دیگر، لشکر اسلام که بدرفتاری نمی‌کند. آن بدرفتاری می‌کند که می‌خواهد جیب خودش و جیب اربابانش را پُر کند. و آن، این حزبها و سران اینها هستند که می‌خواهند این کار را بکنند، آنها خرابی کردند. ما فرستادیم که خرابی آنها را نگذاریم بشود، و ترمیم کنیم، آنها حالا فریادشان درآمده است که چه شده است که شما کردستان را، سُنّیها، شیعه‌ها چه می‌کنند!
اسلام؛ دین برادری و برابری
سُنّی و شیعه مطرح نیست در اسلام، کُرد و فارس مطرح نیست؛ در اسلام همه برادر با