سخنرانی در جمع فرماندهان و مسئولین دوایر عقیدتی - سیاسی ارتش (وظیفه ارتش)
  •   سخنرانی
    زمان: صبح 2 دی 1364 / 10 ربیع الثانی 1406
    مکان: تهران، جماران
    موضوع: حفظ اسلام و کشور، وظیفه اسلامی - ملی
    حضار: نماینده دوم امام در شورایعالی دفاع - رئیس ستاد مشترک و فرماندهان نیروی سه گانه ارتش - مسئولان دوایر عقیدتی سیاسی ارتش
    بسم الله الرحمن الرحیم
    قدردانی از عنایات الهی
    من باید تشکر کنم از شما آقایان، همین‌طور هم روحانیون و هم آقایان دیگر که در یک جلسه‌ای که می‌شود گفت یک جلسه روحانی است، برای اینکه، شما و همه کسانی که در این جنگ وارد هستند و در ایران هستند، وضعشان همه می‌دانیم که با وضع سابق چقدر فرق کرده. یک روز بود که جوان‌های ما اگر هم می‌خواستند کاری بکنند لب دریا یا امثال اینها بود کارشان، و حالا می‌بینید که جوان‌های ما چطور عمل می‌کنند. این یک عنایتی است که از خدای تبارک و تعالی به این ملت شده است و همه باید قدر این عنایت را بدانیم. ما خودمان چیزی نیستیم، این را همه باید بدانیم که هرچه هست از طرف خداست. من تجربه‌ام در این مدت طولانی‌ای که مشغول بودم به این کارهایی که البته وظیفه روحانی بود لکن کنار کشیده بودیم از آن، من احساس می‌کنم که بسیاری از مسائل بود که بدون اینکه ما بفهمیم انجام می‌گرفت، این‌جور نبود که ما نقشه‌ای کشیده باشیم برای این کار، و این نبود جز اینکه خدا هدایت می‌کرد، این‌طور بود مسئله. الآن هم عنایت خدا به شما، به همه این ملت هست. شما که قوه این ملت هستید و خدمتگزار برای جمهوری اسلامی هستید و نگهدار این جمهوری هستید و نگهبان در جبهه‌ها هستید، مورد عنایت خدا بیشتر هستید. شما در آن جا یک کاری که بکنید مثل یک عبادت طولانی است که ماها در این جا می‌کنیم. شما مطمئن باشید که وقتی یک قدم‌
  • برای خدای تبارک و تعالی بردارید، خدای تبارک و تعالی عنایتش را به حسب همین رحمتی که دارد، به واسطه او بیشتر جلو می‌آید.
    وظیفه الهی در پشتیبانی از ارتش
    مطمئن باشید که شما پایدارید، ارتش مطمئن باشد که پایدار است. ما وظیفه داریم که از ارتش پشتیبانی کنیم، وظیفه خدایی داریم و شما مطمئن باشید که ما از شما پشتیبانی می‌کنیم. آن روزی که منافقین نقشه کشیده بودند که ارتش را کنار بزنند و هی انگ اینکه اینها چه بودند در آن وقت و چه بودند، من آن روز هم اعتقادم بود که ارتش را ما باید حفظش کنیم، حالا بیشتر شده این اعتقاد، برای اینکه آن وقت باز یک نزدیکی‌ای به آن زمان داشت و حالا از آن زمان گذشته و تحول پیدا شده. امروز من در چهره‌های شما چیزهایی می‌بینم که آن روز نمی‌شد ببینی. امروز وضع شما یک وضعی شده است که با آن روز فرق دارد. و شما با کمال اطمینان مشغول خدمت باشید. هیچ کس نمی‌تواند که به وضع شما و به قدرت شما یک تصرفی بکند، و نمی‌تواند که یک تضعیفی از شما بکند.
    ملت با شما هستند، همه با شما هستند. شما هم باید با ملت باشید و هستید الحمدللَّه.
    اتحاد اقشار عامل شکست ناپذیری ملت
    وقتی یک ملت قیام کرد همه‌شان با هم بودند، ارتشش بود، سپاهش بود، بسیجش بود با این وسعت، مردمش بودند، روحانی‌اش بود، عرض می‌کنم کاسبش بود، کارگرش بود، همه اینها بودند. یک همچو ملتی که همه‌شان با هم بودند، هیچ کس نمی‌تواند باهاشان معارضه کند، اینها را نمی‌شود با آن معارضه کرد. هم امریکا این مطلب را می‌داند، هم شوروی می‌داند که ملت را آنها وقتی بخواهند شکستی بدهند، به یک جبهه ای شکست می‌دهند که ملت همراهش نباشد. یک جمعیتی که یک هستند، یک دست هستند، این جمعیت را نمی‌شود به هم زد. کوشش کنید در اینکه همه با هم باشید. کوشش بکنید به اینکه دست واحد باشید، حتی دو دستِ نه، دستِ واحد باشید؛ یعنی، شما خیال نکنید که سپاه یک وضعی دارد سپاه هم خیال نکند شما یک وضعی دارید، هر دو یک‌
  • وضع دارید، هر دو یک تکلیف دارید و آن حفظ اسلام است.
    وظیفه اسلامی - ملی در حفظ اسلام و کشور
    شما وقتی که ملاحظه کنید در صدر اسلام چه رنج‌هایی کشیدند این عده کم در مقابل عده‌های زیاد، چه رنج‌هایی کشیدند، خود پیغمبر اکرم چقدر رنج کشید، بعدش هم دیگران رنج کشیدند و اسلام را حفظش کردند. شماامروز یک وظیفه ملی دارید نسبت به کشورتان، یک وظیفه اسلامی دارید نسبت به حفظ اسلام. اسلام الآن امانت است پیش شما. امروز همه دنیا متوجه به ایرانند که این جمعیت می‌خواهند چه بکنند. متحیرند آنها که این چهل میلیون جمعیتی که این جا جمع شدند و یک گوشه‌ای هستند، اینها می‌خواهند چه بکنند. چین با یک میلیارد و صدمیلیون جمعیتش توجه به این جا دارد که ببیند چی هست در این جا. شوروی توجه دارد، امریکا بیشتر توجه دارد، همه متوجه‌اند به اینکه این یک جمعیت کمی که در یک گوشه از دنیا یک صدایی بلند کرده، این چه صدایی است که این‌طور صدایش در همه جا موج افکنده. آنها از باب اینکه نمی‌دانند اسلام یعنی چه، معنویت را نمی‌دانند یعنی چه. آنها همه حساب هاشان روی این است که ما چند تا تانک داریم، آنها هم چند تانک دارند، ما چه، البته ما وقتی این حساب را بکنیم مقابل امریکا و شوروی، ما چیزی نداریم اگر حساب این باشد، اما حساب این نیست، حساب این است که شما یک صدا بلند کردید دنیا را به حرکت در آوردید.
    مقدس بودن دفاع از اسلام و کشور اسلامی
    الآن هر جای دنیا کسی برود، توجهش به ایران می‌بیند که از خود ما که این جا هستیم بیشتر مطلع هست جهات را. این برای این است که، مسئله، مسئله معنوی است، مسئله، مسئله‌ای نیست که ما می‌خواهیم فقط جنگ بکنیم یا می‌خواهیم دفاع بکنیم. ما دفاع مقدس می‌خواهیم بکنیم؛ یعنی ما می‌خواهیم از آبروی اسلام، از آبروی کشور اسلامی دفاع بکنیم؛ این یک دفاعی است که عقل و اسلام هر دو با آن موافقند، همه می‌گویند که باید دفاع کرد. شما کشورتان الآن مورد طمع یک جنایتکار واقع شده است، و او را
  • بازیش داده‌اند برای اینکه، بیاید یک همچو شلوغکاری بکند. اگر چنانچه دستِ اینها پشت سرش نبود، با یک سیلی از بین رفته بود. اما آنها دارند همه دنبالش می‌کنند و حالا هم دارد سست می‌شود دنبال کردنشان، مأیوس شده‌اند اینها. شما بدانید که دشمن شما مأیوس است امروز و شما قوی‌اید امروز. لکن عمده تکلیف خود شماست که هرکدامتان به تکلیف عمل بکنید. قانون برای شما تکلیف معین کرده، اسلام برای شما تکلیف معین کرده، به این تکلیف باید عمل کرد. این تکلیف برای شما آبرو پیدا می‌شود، برای شما حیثیت پیدا می‌شود، کشور شما حیثیت پیدا می‌کند.
    حفظ حیثیت اسلامی - ملی در گِرو اتحاد نیروها
    الآن کشور شما با آن وقت چقدر فرق دارد؛ آن وقت همه این بودند که مستشاران بیایند چه بکنند، چه بکنند، کارخانه‌های ما دست مستشارها بود، ارتشمان دست آنها بود، همه چیزمان دست آنها بود. امروز شما بحمدالله خودتان هستید، ایستادید روی پایتان در مقابل امریکا، شوروی، نمی‌دانم سایر جاها. می‌گویید که ما هستیم هیچ کاری به کسی نداریم، نمی‌تواند کسی دخالت کند و نخواهد کرد، نمی‌توانند هم بکنند، نه صلاح نظامی‌شان و نه صلاح سیاسی‌شان هست، نمی‌توانند این کار را بکنند. لکن شرط اینکه ما بتوانیم مقاومت کنیم و بتوانیم حفظ کنیم این کشور را، شما بخواهید حفظ بکنید حیثیت ملی خودتان را، حیثیت اسلامی خودتان، شرطش این است که با هم باشید. فکر اینکه من ارتشی هستم باید چه باشم، من عرض می‌کنم سپاهی هستم باید چه بشوم، من بسیجی هستم، این فکر از سرتان دور بشود. همه یکی هستید و آن قدرت است و آن قدرت ملی خودتان. وقتی همه یکی هستید دیگر این حرفها از بین می‌رود که من کجا و او کجا، همه با همید. الآن هم بحمدالله - آن طوری که گزارش دادند - الآن هم همه‌تان منسجم شدید، همه قوا با هم منسجم‌اند و می‌بینید هم که چطور از شما دارند می‌ترسند؛ این‌ور و آن‌ور افتادند دنبال اینکه بیایید صلح کنید. دروغ هم می‌گویند بحمدالله، معلوم است که دروغ هم می‌گویند اینها. و خدا عذاب اینها را به دروغشان هم اضافه خواهد کرد در هر صورت‌
  • من از شماها می‌خواهم که هم یک خواستی که یک نفر مسئول نسبت به شما دارد و هم یک خواستی که خدا دارد، من از شماها می‌خواهم که بدون اینکه در ذهنتان خلجان، پیدا کند که ارتش شاید مثلاً آن طوری که منافقین می‌خواستند بکنند شاید بشود، بدون خلجان به کار خودتان مشغول باشید، قوی باشید، ملت با شماست، ما همه با شما هستیم، و روحانیون با شما مختلطند. الآن می‌بینید که در جمعیتی که هستید که سابق سابقه ندارد در نظام هیچ جا که این طوری مربوط به هم باشند. هیچ نظامی این‌طور نیست که روحانیش و ارتشیش و سپاهیش و مردمش و اینها مخلوط به هم باشند کأنّه یک موجود هستند. الحمدللَّه الآن این طوری هست، روحانیت این‌طور است و من امیدوارم که آقایان روحانیون بیشتر در جبهه‌ها بروند و بیشتر خدمت کنند به اینها و می‌کنند و وظیفه شان هست.
    ارتش حافظ اسلام و کشور اسلامی
    و شما هم بدون اینکه در نظر بگیرید که من چی هستم و او چیست، همه در نظر بگیرید خدا به ما وظیفه داده، وظیفه معین کرده، وظیفه خدایی را داریم عمل می‌کنیم.
    بدانید که این سعادت دنیا و آخرت شما را ان شاء الله حفظ خواهد کرد. و من امیدوارم که شما همه توجه به این معنا داشته باشید و به وظیفه‌ای که قانون برای شما معین کرده، به وظیفه‌ای که اسلام برای شما معین کرده، به آن وظیفه عمل بکنید. و شما و سپاه و سایرین دست واحد باشید برای حفظ آبروی خودتان، برای حفظ اسلام، برای حفظ کشور خودتان، کشوری که الآن الگو شده برای همه جا و بعدها به شما ملحق خواهند شد، ناچار ملحق خواهند شد، کشورهای دیگر ملحق به شما خواهند شد. و امیدواریم که یک انقلابی پیدا بشود. همین انقلابی که در ایران پیدا شد در همه جا ان شاء الله پیدا بشود، ان شاء الله. و من امیدوارم که همه‌تان مؤید و موفق باشید. و باز هم تاکید می‌کنم که در ذهنتان نیاورد کسی به اینکه ارتش مثلاً چطور است و ارتش کذا، آن حرف‌های سابق منافقین بود. اگر کسی یک همچو کلمه‌ای بگوید آن هم جزو منافقین است، و الّا کسی‌
  • که مسلمان است ارتشش را می‌داند باید حفظ بکند. آدمی که مسلمان است، آدمی که علاقه دارد به کشور اسلامی، می‌داند که ارتش از ارگان‌هایی هستند که اسلام را حفظ می‌کنند، همین طوری که سپاه حفظ می‌کند، همین طوری که بسیج حفظ می‌کند. وقتی همه با هم شدید، یک جمعیت عظیم هستید، و در مقابل دیگران ان شاء الله قدرت نمایی می‌کنید و حفظ می‌کنید کشور خودتان را، دفع می‌کنید دشمنهای خودتان را. و من هم که وظیفه‌ام دعاگویی است به شما، و من بی‌اشکال هر شب به شماها دعا می‌کنم، بدون استثنا یک شب نیست که من به شما قوای مسلحه دعا نکنم، همه‌تان را و کسانی که بر ضد شما هستند نفرینشان نکنم. و خدا ان شاء الله به همه شما عزت و سلامت عنایت کند، و همه‌تان در درگاه خدا روسفید باشید، وقتی وارد می‌شوید در آن جا، در جمعیتی که سیدالشهدا - سلام الله علیه - در رأسش هست، شماها هم باشید.
    والسلام علیکم و رحمة الله‌