سخنرانی در جمع سفرا و کاردان کشورهای خارجی (هشدار به کشورهای منطقه)
  •   سخنرانی
    زمان: صبح 18 بهمن 1362 / 4 جمادی الاول 1404
    مکان: تهران، حسینیه جماران
    موضوع: مصیبتهای کشور در دوران پهلوی - هشدار به کشورهای منطقه در مورد حمایت از صدام
    حضار: ولایتی، علی اکبر (وزیرامورخارجه) - سفرا وکارداران کشورهای خارجی مقیم ایران
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مصائب پنجاه ساله سلطنت سیاه پهلوی
    متقابلاً از آقایانی که تشریف آورده‌اند و اظهار لطف کرده‌اند تشکر عرض می‌کنم و سلامت و سعادت همه مسلمین دنیا و همه مستضعفین دنیا را از خدای تبارک و تعالی مسئلت می‌کنم.
    ما در طول پنجاه سال سلطنت سیاه پهلوی مصیبتهایی دیدیم، ما دیدیم و شما بعضیتان شنیدید. از اول که رضاخان به ایران آمد با یک صورت ریاکارانه وارد شد و بعد هم تسلط پیدا کرد بر این ملت و شما اگر بخواهید عمق جنایاتی که رضاخان به این ملت کرد بخواهید توجه کنید محتاج به این است که یک کتاب بزرگی را بعضی از دانشمندهای ما بنویسند و عرضه کنند.
    در یک جلسه و دو جلسه نمی‌شود که ما کارهایی که رضاخان با ما کرد بگوییم. با روحانیت آن کرد که مغول با هیچ ملتی نکرده است، با بانوانمان آن ظلمها را کرد که شما نمی‌توانید بشنوید، با دانشگاه ما آن‌طور عمل کردند که آنجا را به عقب کشاندند، با ارتش ما آن‌طور عمل کردند در این طول پنجاه سال و بیشتر از پنجاه سال که ارتش ما را وابسته به غیر کردند، استقلال ما را از بین بردند. آزادی ما در این مملکت هیچ یک نداشتیم. هیچ قشری از اقشار ملت ما آزاد نبود. روحانیون که برای ارشاد مردم می‌خواستند به منبر بروند، آنها را هم همین قدر هم ممنوع کردند. مجالس ارشاد
  • روحانیون را تعطیل کردند و فجایعی بجا آورد. زحمتهایی برای این ملت بجا آورد، به کار گذاشت که قابل بیان نیست. بعد از آنکه او را انگلیسها آوردند و به ما مسلط کردند، و بعد از اینکه خود آنها او را بردند، محمدرضا را دولتهای مجتمعشان آوردند به ما مسلط کردند. محمدرضا بدتر از پدرش عمل کرد با ما. تمام حیثیت این ملت را محمدرضا به باد داد. حیثیت اسلامی ما را به باد داد. تمام جهاتی که ما داشتیم، شرافتی که ما داشتیم این به باد داد. این دانشگاه ما را آن‌طور کرد که هریک که از دانشگاه بیرون آمدند دشمن بودند با این ملت و وابسته بودند به کشورهای دیگری، به غرب. اگر استثنا داشت استثنا بسیار کم داشت. و با کارهایی که این انجام داد از روی حیله بیشتر و عمیقتر بود تا کارهایی که رضاخان کرد. رضاخان همه را قلدری کرد و این با حیله بازی و با سالوسی عمل کرد و همه حیثیت، حیثیات این ملت ما را او به باد فنا داد. ذخایر تحت الارضی ما را به رایگان به ارباب‌های خودش خصوصاً امریکا داد. جوانهای ما را فاسد کرد، مراکز فحشا در این کشور این قدر زیاد بود که احصا نداشت. مراکز فساد این قدر بود که جوانهای ما را به فساد کشاند. خود آنها عامل فروش هروئین و تریاک و مواد مخدره بودند، و تمام جوانهای ما را به فساد کشاندند.
    کاری کردند که ملت ما به جان آمد. ملت ما توانش از بین رفت، و خدای تبارک و تعالی بر این ملت منت گذاشت و قیام کردند، نهضت کردند، انقلاب کردند و در مقابل همه قدرتهایی که پشتیبانی می‌کردند از محمدرضا خصوصاًامریکا، در مقابل همه ایستاد ملت. و با اینکه چیزی در دست نداشت جز ایمان، محمدرضا را کنار زد و یک کشوری را که در تحت سلطه امریکا بود از تحت سلطه او بیرون آورد.
    ارتشی که با مستشارهای امریکا اداره می‌شدند و هیچ ارتباطی با ملت نداشتند، برگرداندند به حال اول؛ و آن مستشارها را بیرون کردند. لانه‌ای را که به اسم سفارت در اینجا بود و محل جاسوسی بود و اسنادش الآن در جلدهای زیادی از کتب پخش شده است، آنجا را بستند و خواستند یک ملتی باشند مستقل، آزاد. نه وابسته به شرق باشند، نه وابسته به غرب.
  • آزادی خواهی ملت و تبلیغات دشمنان
    الآن جرم این ملت این است که می‌خواهد آزاد باشد، می‌خواهد انسان باشد، می‌خواهد سرنوشت خودش به دست خودش باشد. الآن تمام کشورها به استثنای کمی، بر ضد یک همچو کشوری که ملتش قیام کرده است و می‌خواهد آزاد باشد و می‌خواهد احکام اسلام در این کشور باشد، مذهبش در این کشور باشد، تمام کشورها به استثنای کمی، بر ضد او قیام کرده‌اند. تبلیغات، همه می‌دانید که چه اندازه است. شما در داخل ایران هستید و تبلیغات خارجی را می‌شنوید. تبلیغات خارجی آن‌طور هست که شاید شماها هر کدام وجدانتان بیدار باشد ناراحت بشوید. آنها می‌گویند که در خیابانها بچه‌ها را به توپ و تفنگ می‌بندند. تبلیغات [خارجی‌] می‌گویند که مردم هیچ آزادی در ایران ندارند. تبلیغات خارجی می‌گویند هیچ انتخاب آزادی در ایران تحقق پیدا نکرده است.
    می‌گویند که اختناقی که در ایران هست در هیچ جای دنیا نیست. هرجا هر فسادی واقع می‌شود به ایران نسبت می‌دهند. هر جا مردمش به جان آمده‌اند و مثل ایران می‌خواهند قیام کنند بر ضد آنها، آنها را به ایران نسبت می‌دهند. و آنها می‌خواهند ایران را از صفحه روزگار براندازند، می‌خواهند جمهوری اسلامی را براندازند. نمی‌دانند که با یک ملتی که به تمام معنا قیام کرده است و خون خودش را دارد نثار می‌کند نمی‌شود این طور عمل کرد.
    قدرتهای بزرگ باید طرز تفکرشان را عوض کنند. باید بدانند که دنیا عوض شده است. دنیا دنیای سابق نیست. دنیای سابق نیست که یا انگلستان باید بر همه دنیا حکومت کند یا اروپا یا امریکا و یا شوروی. دنیا امروز نمی‌پذیرد این را. باید آنها تعدیل کنند کارهای خودشان را. دنیا نمی‌پذیرد که دو قدرت تمام دنیا را از بین ببرند. دنیا نمی‌پذیرد که یک اقلیت تمام کشورها را ببلعد. باید اینها در کارهای خودشان یک تجدیدنظر بکنند.
    تحمیل جنگ به ایران
    جرم ما این بود که می‌خواستیم آزاد باشیم، می‌خواهیم خودمان زندگی خودمان را
  • اداره کنیم و می‌خواهیم که در تحت قیمومت هیچ دولتی نباشیم. برای این، همه کارها را دارند انجام می‌دهند. از آن طرف آن همه تبلیغات، از آن طرف این جنگی را - که الآن ایشان گفتند که جنگ را به پایان برسانید - به ما تحمیل کردند. هر یک از شما آقایان که در اینجا آنوقتی که اول جنگ بود شما بودید اینجا، دیدید که عراق حمله کرد به ایران از هوا، از دریا، از زمین. و عراق گرفت مقدار زیادی از خوزستان را و عراق به واسطه تحریکاتی که از طرف امریکا شد به او، این عمل جنایتکار را انجام داد، و بعد هم که ایران برخاست از جا و جوانهای ما با قدرت ایمان او را از مملکت خودشان بیرون کردند، مگر یک مقدار کمی که الآن در دست آنها هست. الآن هم قدرتها جمع شده‌اند که این را نگه دارند. می‌خواهند این غیرانسانی که با ملت خودش و با علمای ملت خودش و با ملت ما این جنایات را کرده، می‌خواهند حفظش بکنند. آقا می‌گویند که صلح بکنیم. ما از اول، جنگ با هیچ کس نداشتیم، لکن با صدام صلح نمی‌توانیم بکنیم.
    صدام یک جانی است که به هیچ یک از تعهداتی که می‌کند اعتبار نیست. او با دولت سابق با اینکه غیرقانونی بود، تعهد کرده بود و آن را به هم زد. (1) او هر روز عوض می‌کند افکارش را، یک انسانی نیست که بشود با او صلح کرد. شما گمان می‌کنید که اگر ما با صدام صلح کنیم به این صلح ادامه می‌دهد؟ یا خیر، می‌خواهد تجهیز کند خودش را و تقویت کند و دوباره حمله کند. این آدمی است که از اول تا حالا به شهرهای بیچاره عرب نشین، کردنشین، فارس نشین با موشکها حمله کرده، و مع الأسف موشک از شوروی است، از امریکاست و از آن اسفناکتر اینکه دولتهای منطقه بر او کمک می‌کنند.
    هشدار به کشورهای منطقه
    ما کراراً به دولتهای منطقه گفته‌ایم که آقا بیایید با هم دست بدهیم و خودمان را از چنگال ابرقدرتها بیرون کنیم. مظلومها دیگر نمی‌توانند تحت ظلم ابرقدرتها باشند. الآن‌

  • در امریکا هم خود ملت امریکا قبول ندارد این کارهایی را که دارد رئیسشان می‌کند.
    الآن مردم امریکا هم عاصی شده‌اند از دست اینها. دنیا اصلاً به عصیان کشیده شده است.
    شما دنیای امروز را مثل سابق حساب نکنید. دنیا نمی‌پذیرد از شما که شما در قصرهای خودتان بنشینید و همه را زیر بار اذیت قرار بدهید و زیرسلطه خودتان قرار بدهید. باید فکری بکنید برای خودتان. و دولتهای اسلامی باید فکری برای خودشان بکنند. شما اشخاصی که از طرف دولتهای اسلامی در این کشور هستید به کشورهای خودتان بگویید که یک فکری برای خودتان بکنید. صدام رفتنی است. صدام را ما هم کارش نداشته باشیم، ملت خودش بیرون می‌کند. او رفتنی هست. فکر بعد از او را برای خودتان بکنید.
    ما صلح می‌خواهیم. ما با همه مردم دنیا صلح می‌خواهیم باشیم. ما می‌خواهیم مسالمت با همه دنیا داشته باشیم. ما می‌خواهیم در بین مردم دنیا زندگی بکنیم، لکن آنها نمی‌گذارند ما را.
    اگر صدام به ما حمله نکرده بود، ما کاری به عراق نداشتیم. عراق برادر ماست. امروز هم ملت عراق برادر ما هستند. با ملت عراق ما مخالفتی نداریم. اوست که دارد ما را می‌ترساند که به شهرهای شما [حمله می‌کنیم‌]. خوب، شما دیدید همین دو روز که او آن قدر قلدری کرد و گفت شهرهای شما را چه می‌کنیم و بنا بود دیروز بکند، نکرد. بنا بود امشب بکند، نکرد. معلوم نیست که حالا کی بکند. البته تو دهنی می‌خورد. لکن باید این کشورهای اسلامی به خود بیایند، توجه کنند به مطلب، خیال نکنند که صدام را نگه می‌دارند و ما را از دست می‌دهند برای آنها خوب است. آنها اسلام را نگه دارند. ما اسلام را می‌خواهیم. اسلام را نگه دارید تا از همه شرهای شرق و غرب نجات پیدا بکنید. من از خدای تبارک و تعالی می‌خواهم که تمام مظلومین دنیا را از دست ظالمها نجات بدهد. من از خدای تبارک و تعالی می‌خواهم که دولتهای اسلامی را به خود بیاورد. ملتهای اسلامی را از تحت این فشارها بیرون بیاورد. مظلومین دنیا را از دست ظالم‌ها نجات بدهد.
    و من از شما آقایان می‌خواهم که شما به ممالک خودتان، به دولت‌های خودتان‌
  • اطلاع بدهید که ایران این‌طور نیست که اینها می‌گویند. ایران اختناق ندارد. ما در قصرها ننشسته‌ایم و دیگران را تحت فشار قرار داده باشیم. ایران همین است که می‌بینید. نخست وزیرش، وزیرخارجه‌اش، رئیس جمهورش، رئیس مجلسش، همه یک مردم عادی هستند و با مردم رفیق‌اند. باید با مردم آشنا شد. دولتها باید با مردم آشنا بشوند. مردم را زیر فشار قرار ندهند. دنیا قبول نمی‌کند دیگر این را. یک روز یک انفجار حاصل می‌شود که همه از بین خواهید رفت، آن وقت اشخاص بیچاره‌ای هم که اینها مظلوم هستند، آنها هم از بین خواهد رفت. و من از خدا می‌خواهم که به همه دنیا سلامت و به همه دنیا، به کسانی که مظلوم هستند قدرت و سلامت عنایت کند که همه همزیستی داشته باشند. همزیستی مسالمت آمیز با هم داشته باشند.
    والسلام علیکم و رحمة الله